وبلاگ من در بلاگفا
لطفا این مطالب رو از این پس از وبلاگ من در بلاگفا با آدرس زیر دنبال کنبد:
سری فیبوناچی - Fibonacci Sequence
سری فیبوناچی مجموعه ای از اعدادند که از جمع دو عدد قبل از خود پدید می آیند:
1و 1و 2 و 3 و 5 و 8 و 13 و 21 و 34 و 55 و 89 و 144 و ...
این سری که به سری فیبوناچی مشهور است، رابطه تنگاتنگی با نسبت طلایی یا عدد فی دارد چرا که با تقسیم هر عدد بر عدد قبلی نسبت طلایی بدست می آید. ( به عنوان مثال عدد 89 تقسیم عدد 55 برابر است با 1.618181818 )
همانگونه که پیشتر اشاره شده نسبت طلایی در جای جای طبیع همچون خانه مارپیچی شکل حلزون های مناطق گرمسیری، بدن انسان، الگوی رشد گیاهان و ساختار موکول DNA مشاهده می شود. همچنین در بسیاری از آثار هنری و معماری مانند معبد پارتنون آتن و تابلوی شام آخر داوینچی نیز بکار رفته است.

الگوی مارپیچ طبیعت
آتش (تیغ) - Fire - Blade

مثلث روبه بالا در کیمیاگری نماد آتش است. آتش، یکی از عناصر چهارگانه حیات، گرم و خشک است و نماد احساسات عمیق و آتشین همچون عشق، نفرت، تعصب، خشم، ترحم، دلسوزی و مانند اینها و نیز آرزوهای معنوی و روحانی (و تلاش برای پیشگویی کردن) است.
در بسیاری از فرهنگ ها مثلث که نشانه ایست از نیرویی افزاینده نماد آتش است.
مثلث روبه بالا نمایانگر نیرو و انرژی در حال افزایش است. گاهی آتش بوسیله شمشیر و یا چاقو نمایش داده می شود.
مطابق با عقاید کیمیاگری پاراکلسیان، سمندر روح آتش است.
نماد آتش از نماد جادویی و قرون وسطائی مهر سلیمان مشتق شده است.
ماه ها و صور دایره البروج که به آتش وابسته هستند عبارتند از: حمل، اسد (شیر)، قوس (کماندار)

مثلث آتش در یک نقاشی تبتی
مثلث آب (مثلث حیات) - Water Triangle

نماد سحر آمیز آب یک مثلث وارونه است که نشان دهنده جریان رو به پایین است. مثلث وارونه یکی از کهن ترین نمادهای زنانگی است و نمایش آلت تناسنلی زنانه است.
آب – یکی از عناصر چهارگانه حیات – سرد و مرطوب است و نمادیست از بینش و شهود، ضمیر ناخودآگاه و در نهایت پدید آورنده نیروهای رحم. (قدرت باروری)
مثلث آب، معمولا بصورت یک جام یا پیاله نمایش داده می شود.
مرد ویترو وین - Vitruvian Man
" از ریشه های موهایش تا زیر چانه اش یک دهم بلندی مرد است، از زیر چانه اش تا بالای سرش یک هشتم قد اوست، از بالاس سینه اش تا ریشه های موهایش یک هفتم قد اوست."
- از یادداشت های لئوناردو

اگرچه این تصویر توسط لئوناردو داوینچی هنرمند معروف دوران رنسانس کشیده شده ولی در واقع به نام معمار رومی که آن را ابداع کرد یعنی ویتروویوس نام گذاری شده است.
ویتروویوس یکی از طرفداران هندسه مقدس فیثاغورثی بود و پرستشگاه هایی را بر اساس قسمت های مختلف بدن انسان طراحی کرد چرا که معتقد بود در این صورت آنها کامل و بی عیب خواهند بود. این کمال – طبق نوشته های ویتروویوس – ناشی از این واقعیت بود که دست ها و پاهای گسترده شده یک انسان بی عیب و نقص و متناسب، هم درون یک دایره قرار می گیرند و هم درون یک مربع.
بر اساس عقاید فیثاغورثی، دایره بیانگر جهان روحانی و غیر مادی است و مربع نماد ماده و هستی. بنابراین بدن انسان نماد پیوند کامل روح و ماده است که در تناسب قسمت های مختلف او منعکس شده است.
داوینچی یکی از ده ها هنرمندی است که تلاش کرد تا مرد کامل ویترو ویوس را رسم کند و نیز تنها کسی است که موفق به این کار شد و به نظر می رسد طرح او دقیق ترین نمایش از بدن انسان است.

مرد ویترووین اثر لئوناردو داوینچی، یکی از معروفترین نقاشی ها در جهان

یکی از اولین تلاش ها برای ترسیم مرد کاملا متناسب، اثر سزار سزاریانو
حلقه سلیمان - Solomon's Knot یا Comacine Knot
این نماد یکی از پر استفاده ترین و قدیمی ترین نمادهای موجود است که در بسیاری از آثر هنری و معماری از آن استفاده شده است.

این نماد که از حلقه های درهم بافته بی انتها تشکیل شده در بسیاری از کنیسه ها به عنوان نماد یروان سلیمان بکار رفته است. در هم تنیدگی طرح های این نماد موجب سختی کشیدن آن بوده است.
گفته می شود این نماد در قرون وسطی به عنوان یک نشان خاص معمار سنگتراش ایتالیایی به نام *Comacines بوده که او این نماد را با معانی اسرارآمیزی در هم آمیخته و از آن به عنوان نمادی از حرکت درونی و درهم تنیدگی فضا و زمان استفاده کرده است.
نمادهای مرتبط: صلیب شکسته ، سپر در هم تنیده
* بنابر نوشته های فراماسونری او یکی از پیشقراولان فراموش خانه ها بوده است.
مجموعه ای از نماد ها
در این آدرس می توانید تعداد بسیار زیادی از نماد های فرهنگ های مختلف را مشاهده کرده و در مورد آنها اطلاعاتی کسب کنید.
A Visual Glossary of Religious Symbols
برخی نماد های ایرانی
نشانه گان سمبل های ایرانی :
قابل ذکر است به استثناء نمادهای برخی از قبایل آفریقائی و سرخپوستی شمال آفریقا ، توتنی ، اقیانوسیه ، مائوری ها و ژپونی در بقیه فرهنگ ها ، اصل مذکر بارور کننده است .در متون زند و پهلوی نیز ماه مذکر است .
شاید در بسیاری از تصاویر ساخته شده توسط شاعران قدر ایرانی نمونه های بسیاری باشد که به عنوان نماد و سمبل استفاده شوند ولی اهم آنها ذکر گردید . ذکر چند مسأله نیز خالی از لطف نیست .
استفاده از وسایل و آلات جنگی در اشعار اولیه بیشتر به دلیل جنگاور بودن معشوق ها بوده است و با ورود و شیوع این امر در میان عموم مردم نمادها کم کم پخش شده و با ورود دوره ی معاصر از نماد مذکر عیناً به نماد مونث تبدیل شده اند ! نکته دوم اینکه در بررسی تاریخی سودامی در ایران این امر به صورت هم خواهی شباهت زیادی به ؟ آنچه در یونان اتفاق می افتاد دارد اما این امر با گذاشتن قرون به نوعی از پروفیلی منجر می شود بطوریکه ریشه هایی از آن هنوز هم در بعضی مناطق به طور شرم انگیزی وجود دارد !
اما در هنر مغرب زمین نمادها به چند دسته قابل تقسیم اند :
نمادهای طبیعی که بر گرفته از طبیعت هستند و بیشترین سطح نماد ها را تشکیل می دهند . و بی شک رابطه ی هنر با طبیعت گرائی ( ناتورالیزم ) و گرایشات آن در هنر مغرب زمین دارند . اجسام به عنوان نماد و رنگ ها بخش های دیگری از این نماد ها را تشکیل می دهند . چنانچه گفته آمد نمادها اصل مذکر در هنر و ادبیات غرب ، خورشید ، شمشیر ، نیزه ، زوبین ، پیکان ، تیر ، دماغه کشنی ، ستون ، دیرک ، مخروط ، آتش ، شعله مشعل ـ نهایتا صلیب شکسته اند . اما تنها برخی از اینها به عنوان نماد سودامی مورد استفاده قرار گرفته اند .
بررسی نقاشی های سودامی به ما این امکان را می دهد که توافق هنر و مطرح سمبل ها را در غایت اندیشه ورزی به تماشا بنشینیم . از آنجا که پرداختن به تاریخ ادبیات یا تاریخ هنری سودامی نیت این مقاله نبوده و سنت لذا به لیان نمادها و مطرح کردن آنها می پردازیم و در متن موضوع اگر نکته ای به نظر رسید ذکر می گردد .
هلال ( crescent ) که در نمادهای شرقی نیز استفاده می شد نمادی برای امتیاز برابر و بعضی جاها نماد مادر کبیر است . هلال در نقاشی های سورئالیسی بصورت مات یا روشن در گوشه هائی از نقاشی به چشم می خورد .
ماه ( moon ) از نمادهای مشترک است و چنانچه گفته شد در فرهنگ مختلف به مذکر یا مونث خوانده می شود . در ادبیات غرب اگر چه مظهر نیروئی مونث است اما در ستاره شناسی به منزله نمادی برای روح حیوان ، جایگاه احساسات و نزدیکی جنسی محسوب می شود . ماه نمادی برای بی مرگی و ابدیت است تجدید حیات جاودانی خور داراست . این نماد بیشتر در نقاشی های آفریقائی به عنوان نماد مذکر مطرح می شود . در نمادهای منطقه اقیانوسیه هم علاوه بر مذکر بودن نماد به عنوان نمادی برای جوانی ابدی به کار می رود . ماه به صورت حلقه ای در پشت سر نقاشی مرد یا در ترکیب نقاشی ها مورد استفاده قرار گرفته است .
لک لک ( stork ) در نقاشی های غرب نماد زندگی نو می باشد و معمولا در فضاهائی که مربوط به روابط جنسی و شروع این روابط است در متن طرح یا حاشیه لحاظ می گردد .
پلیکان ( pelican ) این نماد نیز مانند سمبل لک لک علاوه برنوزائی و آغاز زندگی نو از آنجا که تصور می کردند این پرنده با خون خود فرزندانش را خوراک می دهد مظهر قربانی ، شفقت و ترحم است . پلیکان در این دسته از نقاشی ها معمولا با جوجه هایش به تصویر در می آید . ظاهراً ارتباطی که می شود ما بین این نماد با سودامی و هم خواهی برقرار دانست علاوه بر نوزائی و شروع یک زندگی جدید ارتباط ذهنی افراد با بقای نسل را که در این مورد به نوعی در نظر گرفته نمی شود را نشان می دهد .
پروانه ( Batterfly ) تصور خود مذکر در قالب پروانه ، بیرون آمدن از پیله ، پرواز با بال پروانگی همه در این نقاشی ها به تصویر کشیده می شوند . نماد پروانه به بی مرگی و تولد دوباره در باور سنتی جهان بر می گردد . در نمادهای چینی نیز پروانه نشانه ی شادی بسیار ، مظهر زیبائی مفرط شناخته می شود .
بال ( wing ) از سمبل های جهانی و بسیار مشهور به حساب می آیند . از آنجا که در نقاشی های فرشته گان اسب ها ، پرندگان دیده می شوند نشانگان بسیاری را در خود دارند .
بال علاوه بر نماد پرواز فکر ، اراده ی انسان را نیز می رساند . بالدار علاوه بر اینکه به صورت فرشته در می آید در ذات خویش آزادی طلبی و پیروزی را به همراه دارد .
طاووس ( peacock) از نمادهای مشترک است که هم در نماد های هندی و ایرانی و نیز در نمادهای غربی دیده می شود . مظهر و نماده طبیعت دوگانه و ثنویت است . در نمادهای هندی وقتی ایزد کامه ( kama) یا همان ایزد عشق ورزی بر طاووس سوار است مظهر هوس بی پایان است . مار با پیچیدن به پای او و پنهان شدن زیر بالهایش از جهنم به بهشت وارد شد پرنده ی نفرین شده و مغضوب شده به حساب می آید . نشستن بر دامن طاووس ، یا داشتن پرهای طاووس مانند در نقاشی های شرق و غرب دیده می شود .
گوزن ( Deer ) از نمادهای بسیار گویا و پر استفاده در نقاشی های مغرب زمین و از نمادهای اصلی هم خواهی محسوب می شود . انسان در نزد گوزن ـ داشتن شاخهای گوزنی ، ( انسان ـ گوزت ) ، همه در نقاشی ها دیده می شوند . گوزن در کنار درخت حیات به تصویر کشیده می شود . و در آیین بودائی چینی هم معنی بیماری عشق را دارد . در فرهنگ سُلتی ایزد بانوی فلیداس (flidass ) که ایزد بانوی شهوترانی است به ارابه ای سئار می شود که گوزن ها آن را می کشند . در همین فرهنگ گوزن قرمز (stag ) نماد قوی جنسی مرد به حساب می آید . در مسیحیت نشانه پاکی زندگی ست ( سانتا کلاس و سورتمه ی گوزن کشش ) . در فرهنگ هیتی نیز مرکب یزدان نرینه حمایتگر است . ایزد حیوانات روی گوزن قرمز می ایستد . انزوا و پاکی نیز از معانی این نماد هستند .
شاخ ( horns ) در کمتر نقاشی و طرحی که مربوط به هم خواهی باشد می توان نبود آنرا احساس کرد . انسان شاخدار ( به خصوص شاخهایی شبیه شاخهای گوزن ) نماد قوه باه و باروی است . این نماد از کهترین الگوها به شمار می رود و به همین معانی بوده است . بعدها انگشتان شاخها نماد رسوائی ، فساد و فحشا تبدیل شدند و مسیحیت ایزد شاخدار را با اهریمن و نیروی شر تطبیق داد . اما به هر حال فارغ از این نام گذاری های دوره ای شاخ نماد نیروی فوق طبیعت است شاخ در نقش هلال قمر همراه با ایزد ایس ( isis ) و نوت (Nut ) بانوان آسمانی خلاصه می شود .
اسب ( Horse ) از نمادهای متاخر سودامی محسوب می شو.د . دو حصلته است . هم نماد زندگی و هم نماد مرگ . به اندیشه و خرد و نجابت تاویل می شود . در عین حال نور و ذات حیوانی و عزیزی را نیز می رساند در کهن الگوهای جدید به عنوان قربانی جای گاو را می گیرد . زیرا هم نشانه آسمان و ایزدان باروی ، قوه باه و باروری مذکرز است و هم نشانه ی جهان زیرین و مرطوب . سوار کاری با اسب نوازش است و تلفیق مو و یال انسان ـ اسب از طرح های عام این نقاشی ها هستند .
سگ ( Dog ) نمادی است که وقتی همراه با آتش باشد یا به نوعی تداعی گر آتش و شعله به نماد جنسی تبدیل می شود زیرا که آتش و نیروی جنسی با هم در پیوندند . در فرهنگ مسیحیت سنتی به وفاداری و نماد ازدواج نیز مشهور بوده است .
شیشه (sward) از نمادهای اصل مذکر محسوب می شود . و در نقاشی ها به صورت نمادی برای تکیه بر آن نقاشی می شود .
در نماد رنگ آمیزی نیز هر چند تمام رنگ ها در این نقاشی ها با توجه به ذات خود نما درنگ تاویل می شوند اما استفاده از رنگ قرمز بسیار مشهود است . رنگ قرمز که باز از نماد های اصل مذکر است عشق ، لذت ، تهیج جنسی و تجربه حیات را با خود دارد . و در اکثر نقاشی ها بیشترین رنگ مورد استفاده است .
این مطلب از آدرس زیر برداشته شدن است:
http://tanzeadiban.blogfa.com/8412.aspx
چند لینک به معانی سمبل ها
در سایت های زیر می توانید به معانی برخی سمبل های فدیمی پی ببرید:
http://ragnarok.kccricket.net/main.html
http://altreligion.about.com/library/glossary/symbols/blasatrusymbols.htm
نماد شناسی و نشانه شناسی
از این پس سعی می کنم در خصوص نماد شناسی و نشانه شناسی مطالبی رو در این وبلاگ قرار بدم.
در آغاز سه مطلب فارسی در این خصوص که در آدرس های زیر قرار دارند را به شما معرفی می کنم:
